مرد جانان...دلتنگ شماییم اقا ...دلتنگ یک سلام چطوری ساده ی شما ،که با ان صدای خسته و گرم ،به جان ما مینشست ...خنده های مردانه تان که با تکبر و شیطنت پشت صدای گرم و مغرورت جان میداد ...
جان میدهم .... من امشب جان میدهم اگر صدایت را نشنوم مرد منخسته ام کردی جانان ... دلم از نداشتنت درد می کند ... درده دلتنگی بدتر از دندان درد است مهربان..به همان خدایی که سر اذان بیتاب میشوی برای دیدنش ...دلم بیتاب است برای شما ...
هستی من ...شما نمیدانی چه بی قرار منتظر پیام از طرف شما هستیم ... که بپرسد کجایی؟ خوبی ؟ روزگارت بی من چگونه میگذرد دخترک ؟
چرا نمی ایی پدر من
برچسب:
نویسنده: نیکا حسینیان
تاريخ: سه
شنبه
14 تير
1401 ساعت: 1:14